مرداد
-
تاریخ: 1405/5/18 ساعت: 5:55
سلام وبک جانمچقدر دلتنگت بودم، دلتنگ نوشتن.... یوقتا ادم انقد پر از حرفه ک نمیتونه اونارو ب قلم بکشه و من اینمدت دچار این مرض شدم نمیشد ولی مرداد و بدون جمله ای حرفی حدیثی به ارشیو وبلاگم اضافه نکنماینطوری که من ماه ها و فصلارو به
هفت مهر
-
تاریخ: 1405/5/18 ساعت: 5:55
سلامی چو بوی خوش آشنایی وبک جانم یک لحظه سراپا حس ۱۸سالگی بهم دست داد ،همونقد حساس همونقدر با ذوق چقد دلتنگ نوشتن بودمممممماتفاق خوب اینروزها درس کتاب کلاس ..... و احساس عجیبی که با اومدن مهر اومده...نگرانم و خوشحال برای یکبارم ک شده میخام فقط به حال خوب خودم فکر کنم حال خوب خودم و دیگر هیچ....۷ مهر...
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 18:17
سلام وبکمدلم برای حرف زدن باهات تنگ شده بود ، از وقتی شمدونی اومده نمیتونم بیام اینجا زیاد اونجام راحت نمیتونم بنویسماینروزا بیشتر از همیشه دل تنگم، دلتنگ اتفاقات بدی ک هست ، انگیزه ای ک نیست و آینده ای که خدا میدونه چی میشه ....دلم میخاد از همه دنیا فارغ شم و کاملا بغلت کنم تا میتونم گریه کنم میدون...
۲۷تیر
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:13
ﻣﻦ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺭﺍ ﺩﻭست ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺸﻨﻮﺩ ﺑﺎﺷﻢ ﺍﻣﺎ ﺩﻭست دارم …ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺳﺘﺒﻨﺪ ﺭﻧﮕﯽ ﺭﻧﮕﯽ ﺳﺮﺧﻮﺵ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪﺑﻠﻨﺪﮐﻨﻢﻭ ﭼﯿﺰ ﺷﮕﻔﺖ ﺁﻭﺭﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﺗﺎه ﻭﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩﻥﻫﺎ همین که
شهریورِ شلوغ
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:13
سلام سلام دیر اومدنای منو به بزرگی خودت ببخش حسابی سرم شلوغ بود اینمدت....اتفاق خوب اینکه قبولی دانشگاه .... که بقیه اتفاقای دیگرو به چشم نمیاره...چقد دلتنگ نوشتن بود ، یادش بخیر قبلاآ.... امسال کلی کار دارم ، برام دعاکن بتونم از پسش بربیام...
دل تکونی
-
تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 22:46
امشبم مث دیشب بیخواب شدمفک کردن ب گذشته پدر آدمو در میارهیوقتا از قصد انقد فکر میکنم بشون تا ک درس بگیرم..... یوقتا اما خیلی اذیت میشم و مضطرب میشم ... چقدر سخته کنترل افکار ، قوی ترین و سخت ترین چیز
پایان سال
-
تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 22:46
سلام وبک جون۲روز مونده تا بهار، حال و هوای قبل عید قشنگتره تا خود عید ، نمیدونم چراهمیشه همچیز قبلش قشنگتره ، بعد که بهش میرسی میبینی چیز خاصی نبود و این یعنی ضدحال، امیدوارم امسال اتفاقات خوبی بیفته و حال همه خوب باشه...سال ۹۷ که خوب نبود اما بازم شکر
روز پدر
-
تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 22:46
فردا یعنی امروز ۲۹اسفند ۹۷ مصادف با روز پدر...یوقتا از پدرم دلگیر میشم یوقتا عاشقانه دوستش دارم اونوقتا یادمه ارزو میکردم یوقتا بابا نیاد خونه یا دیر بیاد اینکه یکم ارامش داشته باشیم ، اینکه هیچکی سر
سال نو مبارک نیست
-
تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 22:46
سلام وبکم۲۰روز از سال جدید گذشته و هنوز سین ِ سیل دست بردار نیستاوضاع مملکت روز ب روز بدترگرانیبلاهای طبیعیبی شعوریبی فرهنگیفساددزدیبی رحمیفلاکتنه اصلا خوب نیستم ، حال هیچکس خوب نیست#سال نو مبارک نیست.
مشهد
-
تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 22:46
سلام وبک جونم خوبییییی کلی دلتنگت بودم دارم از مشهد برمیگردم حس لمس ضریح خیلی خوب بود بش فکر میکنم گریم میگیرهالن با مامان حرف زدم بغضم ترکید...خدایا دلم شکسته ، یا امام رضا ببخشید ک گفتم کاش نمیامدم خوبشد اومدم اما دلم شکسته بود بیشتر شکست ...یا امام رضا منو یادت نره
۲۹آبان
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 9:59
باید یه لیست از چیزایی ک دلم میخاد انجامشون بدم بنویسم مثلا انروز : راه رفتن روی برگای زرد .... دلم خیلی چیزا میخاد .....
۴روز تا ۲۰آذر
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 9:59
امشب خیلی دلم گرفته فردا جمعست... قرار بود اتفاق خوبی بیفته اما نیوفتاد قرار بود تصمیم بگیرم یه تصمیم خوب ، اما یجور دیگه شد چرا ما هیچوقت ب خودمون ارزش نمیدیم؟ چرا همیشه با فرصت دادن به یه ادم اشتب
زمان باید داد...
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 9:59
بعد یک هفته اومدم... چقدر زود یکهفته شد ، چقد زود زمان میگذره و ما حتی یادمون نیست ک قبلا یه گوشه نوشتیم وچقدر غصه ی روزی ک قرار بود بیاد رو خوردیم .... اون روزم اومد و رفت ، مثل تمامی روزها چ فرقی کر
ماه دی
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 9:59
چقد زود میگذره وقتی آخرین آپمو اینجا میخونم یادم میاد زمان خیلی سریعتر ازاونی ک فکرشو میکردم داره میگذره.... عمرمون داره میره و ما هنوز اول راهیم ..... نمیدونم دفعه دیگه ای ک بیام اینجا و این آپو بخونم چقدر گذشته....
آرومم
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 9:59
سلام وبکم حس میکنم الان حالم خوبه و باری روی شونم نیست و همچیز دست خودمه آرومم ، و این آروم بودن ُ دوستدارم فقط دروغ چرا یکم نگران ِ کتابهای نخونده ی کنکورم که باید عزمم ُ جزمکنم. آرومم ، ازون آرومایی ک خیلی از فاجعه هارو رد کرده ...
وسط زمستون
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 9:59
سلام وبک جان ساعت نزدیک ِ ۳ و من منطقا باید الان خاب پادشاه هفتم رو میدیدم اما هنوز بیدارم ، راستش انقدر خستم که حد نداره نمیدونم چرا خابم نمیبره ، شاید از شدت خستگی زیاد باشه ، شاید...روزا چقدر سریع
بیداری
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 9:59
صبح شده و من هنوز بیدارماینجور بیداریا خوبه ، کاش شبایی ک قراره بیدار بمونیم واقعا بیدار باشیمفکر کنیم ب اعمالمون ، اعمال اطرافیانمون ، فکر کنیم تامل کنیم اندیشه کنیم و رفتارمون رو ب سمت درست هدایت کنیم....چقد خوبه کارایی ک روزا میکنیم شب بهشون فکر کنیم لیست کنیم ، ببینیم کدومش رفتار سالم بود کدومش ...